پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - عراق جديد و توازن منطقه اى - برنا بلداجی سیروس

عراق جديد و توازن منطقه‌ اى
برنا بلداجی سیروس

طرح مسئله
روند دولت - ملت سازى در عراق جديد بعد از فروپاشى رژيم بعث توسط نيروهاى ائتلاف به رهبرى آمريكا از تأثيرگذارترين مسائل منطقه‌اى بوده است كه بر شرايط و تحولات اغلب كشورهاى همسايه عراق تأثير داشته است. »عربستان سعودى« به عنوان يكى از تأثير گذار ترين كشورهاى عربى در- محيط امنيتى جمهورى اسلامى ايران- شاهد تأثيرات جدى و مهمى از سوى تحولات عراق بوده است و هر گونه واكنش و رويكرد اين كشور در قبال تحولات مذكور در آينده منطقه نقش عمده‌اى خواهد داشت.
در اين نوشتار سوال اصلى تأثيرات دولت - ملت سازى در عراق جديد بر ثبات سياسى عربستان سعودى مى‌باشد و اين فرضيه مورد بررسى قرار گرفته است كه روند دولت - ملت سازى در عراق جديد به واسطه تقويت و تعميق مطالبات شهروندى در مقابل دولت و افزايش اختلافات سياسى - اجتماعى و داخلى باعث تزلزل در ثبات سياسى اين كشور مى‌شود.
در ابتداى اين پژوهش روند دولت - ملت سازى در عراق جديد و ابعاد و ويژگى‌هاى آن مورد بررسى قرار مى‌گيرد. در بخش بعدى، به مسائل جامعه شناختى عربستان و به ويژه روابط دولت و گروه‌هاى اجتماعى و ثبات سياسى در اين كشور پرداخته مى‌شود. در پايان نيز تأثيرات روند دولت - ملت سازى در عراق جديد بر ثبات سياسى و سياست خارجى عربستان مورد بررسى و تجزيه و تحليل قرار مى‌گيرد.

١.ابعاد و ويژگى‌هاى دولت - ملت سازى در عراق جديد
دولت - ملت سازى فرايندى است كه به دوره مدرن تعلق دارد و طى آن دولت - ملت به عنوان شكل جديدى از ساختار سياسى شكل گرفت. »ملت سازى« روندى محسوب مى‌شود كه طى آن زمينه‌هاى لازم براى شكل گيرى و تعميق هويت سياسى مشترك و احساس تعلق ملى به يك چهار چوب سرزمينى ايجاد مى‌شود. اين روند به حذف تدريجى احساس تعلق به ارزش‌هاى محلى و ايجاد يك دولت دموكراتيك بر اساس اراده عمومى مردم كمك مى‌كند با موفقيت در روند ملت سازى و ايجاد انسجام اجتماعى در يك سرزمين، روند »دولت سازى« آغاز مى‌شود كه مرحله‌اى تكميلى براى دستيابى به حاكميت در راستاى هدف اعمال قدرت مشروع واقتدار است.(١)
شكل كامل و واقعى پديده دولت - ملت در جهان غرب قابل مشاهده است، اما در اغلب »كشورهاى جهان سوم« به ويژه در »منطقه خاورميانه« دولت - ملت به معناى واقعى آن هنوز شكل نگرفته است و وابستگى به هويت‌ها و فرهنگ‌هاى قومى و محلى از احساس تعلق به »واحدهاى ملى« بيشتر است. عراق از جمله اين كشورها به شمار مى‌رود كه بعد از جنگ جهانى اول با پيوستن سه ايالت عثمانى با مشخصه‌ها و فرهنگ‌هاى نسبتاّ متفاوت، يعنى؛ »بصره، بغداد و كردستان« توسط انگلستان ايجاد شد. حاكميت اقليت اعراب سنى و فقدان زمينه‌هاى مشاركت اكثريت شيعى و كردها در قدرت سياسى عراق و در نتيجه تلاش دولت براى ايجاد نظام سياسى بر مبانى سياسى، هويتى و فرهنگى تك بعدى و ضعيف، عمده ترين مانع براى شكل گيرى دولت - ملت در اين كشور طى دهه‌هاى گذشته بوده است.
فروپاشى رژيم بعث و ايجاد زمينه‌هاى لازم براى مشاركت اكثريت شيعى و كردها در روند سياسى عراق باعث آغاز روند دولت - ملت سازى در اين كشور شد. اين روند طى چند سال گذشته با چالش‌ها و موانع متعددى روبرو بوده است كه اغلب آنها از عوامل و زمينه‌هاى از پيش موجود و برخى نيز از »عوامل ساختارى منطقه‌اى« و ايستارهاى سياسى -اجتماعى درون عراق ناشى مى‌شود. مجموع عوامل فوق باعث شده است كه روند دولت - ملت سازى در عراق جديد با ابعاد و ويژگى‌هاى خاصى همراه باشد كه مى‌توان پيش بينى نمود تا ساليان سال مسائل و تحولات منطقه استراتژيك خاورميانه را تحت تاثير قرار خواهد داد!.

١-١. دگرگونى در ساختار قدرت و امنيت
دولت - ملت سازى روندى است كه طى آن گروه‌هاى اجتماعى در روند سياسى مشاركت مى‌كنند و اين مشاركت باعث افزايش احساس تعلق گروه‌هاى قومى - مذهبى مختلف به كشور و مشروعيت حاكميت مى‌شود. در حالى كه مشخصه اصلى رژيم بعثى عراق و دولت‌هاى قبل از آن حاكميت توتاليتر، اقتدار گرايانه و حل و فصل اختلافات به واسطه زور بوده است. فروپاشى رژيم بعثى به نهادينه شدن مشاركت تمامى گروه‌هاى اجتماعى در روند سياسى‌ودگرگونى در ساختار قدرتى شد كه هويت عراق را بر مبناى پان عربيسم مبتنى برمذهب سنى و نوعى سوسياليسم التقاطى تعريف مى‌كرد.
تلاش براى ايجاد ساختار سياسى جديد در عراق بر اساس مشاركت تمامى جوامع و گروه‌هاى اجتماعى در راستاى طرح‌ها و سياست‌هاى خاورميانه‌اى آمريكا به منظور ايجاد يك دولت سرمشق در عراق بر مبناى قواعد و شيوه‌هاى دموكراتيك در جهت تغييرات بنيادين در خاور ميانه و همچنين اهداف و منافع اكثر گروه‌هاى عراقى از جمله شيعيان و كردها قرار تعريف گرديد. در دوره جديد دو انتخابات مختلفى از جمله؛ مجمع ملى انتقالى، مجلس نمايندگان و همچنين همه پرسى قانون اساسى برگزار شده است. در دو انتخابات مجمع ملى و مجلس گروه‌هاى‌شيعى بيشترين كرسى‌ها را از آن خود ساختند و كردها نيز به نسبت جمعيت خود اكنون حدود يك پنجم كرسى‌ها را در اختيار دارند. اين روند باعث كاهش قدرت اعراب سنى در ساختار جديد قدرت و مخالفت آنها با روند سياسى شد. در قانون اساسى دائمى جديد عراق نيز ساختار سياسى دموكراتيك و فدرالى تعريف شده است و جزئيات اين قانون (به عنوان متمم) نيز در حال بحث و بررسى است.
تحول عمده ديگر دگرگونى ساختار امنيت در كشور عراق در دوره جديد است،كه تا كنون مشكلات فراوانى را براى شهروندان، دولت ملى و همسايگان عراق ايجاد نموده است. بخشى از موانع و مشكلات دولت - ملت سازى‌در عراق جديد به حاكميت دولت اقتدار گرا در اين كشور طى دهه‌هاى گذشته و شكل گيرى سازمان‌ها و بروكراسى‌هاى نظامى و امنيتى سركوب گر مربوط است. روند جديد مستلزم پاكسازى وانحلال سازمان‌هاى پيشين و ايجاد ساختارهايى جديد براى ايجاد امنيت در جامعه بود.(٢)
انحلال ارتش و سازمان‌هاى نظامى و امنيتى رژيم بعث از يك سو و شورش ناراضيان سلفى سنى از سوى ديگر باعث شكل گيرى چرخه دامنه دار نا امنى در عراق شده است، به گونه‌اى كه امنيت به عنوان اصلى ترين دغدغه مردم عراق مطرح شده و اين امر باعث گرايش به ساختارهاى جديد فرقه‌اى و قومى براى تأمين امنيت شده است. ناتوانى دولت در امنيت سازى درسطح جامعه در سال‌هاى اخير و گسترش خصومت‌هاى فرقه‌اى باعث شده است كه مردم عراق براى امنيت، توجه خود را به سوى ساختارهاى گروهى قومى يا مذهبى معطوف نمايند.(٣) علاوه بر آن استمرار حضور نيروهاى اشغالگر در عراق - ضمن اينكه به بهانه استمرار خشونت‌هاى غامض و پيچيده ادامه دارد - اما خود يكى از عوامل اصلى ادامه خشونت‌هاى كنونى عراق ارزيابى مى‌شود.

٢-١. گسترش تعارضات و اختلافات گروه‌هاى اجتماعى
آنچه كه در روند دولت - ملت سازى محور قرار مى‌گيرد، افزايش انسجام بين گروه‌هاى اجتماعى مختلف و تقويت فرهنگ و گرايشات ملى به جاى هويت‌هاى محلى است، اما روند تحولات عراق در سال‌هاى اخير نه تنها به تقويت همگرايى و انسجام بيشتر منجر نشده است، بلكه تعارضات، اختلافات و خشونت‌هاى بيشترى در ميان گروه‌هاى‌عراقى ظاهر شده است. نظام سياسى اقتدارگرا و سركوبگر عراق در دوره‌هاى گذشته مانع از مطرح و آشكار شدن درخواست‌ها و گرايشات گروه‌هاى اجتماعى شد و اكنون رهبران شيعيان و كردها فرصت يافته اند تا منافع، هويت و تقاضاهاى جوامع خود را نمايندگى نمايند و اين امر باعث آشكار شدن ناهمخوانى و تناقض‌هاى بسيارى در اهداف، آرمانها و منافع آنها شده است.
مهمترين خواسته كردها در عراق؛ تحكيم ساختار فدرالى در اين كشور، الحاق كركوك به منطقه كردستان و مشاركت موثر در قدرت دولت مركزى بوده است.گروه‌هاى شيعى دستيابى به سهم بالا و موثرى از قدرت سياسى بر مبناى نسبت جمعيتى خود و ايجاد امنيت و ثبات در عراق به عنوان گروه مسلط در حاكميت را مد نظر داشته اند، اما گروه‌هاى سنى جلوگيرى از تسلط شيعيان با ابزارهاى گوناگون و مخالفت با اقداماتى چون؛ بعثى زدايى و فدراليسم به ويژه در جنوب را از اهداف و برنامه‌هاى اصلى خود قرار داده اند، از اين رو اغلب مردم عراق بيش از آنكه سقوط صدام را فرصتى براى ايجاد دموكراسى در اين كشور تلقى نمايند. شرايط جديد را زمينه‌اى براى بازسازى توزيع قدرت در ميان گروه‌هاى اجتماعى عمده عراق تصور مى‌كنند.(٤)
تعارضات و اختلافات موجود در اهداف و منافع گروه‌هاى اجتماعى و فقدان زمينه‌هاى مصالحه و همگرايى بين گروه‌ها، فقدان سنت مدنى دموكراسى و سهم دهى در عرصه قدرت، زياده خواهى اقليت اهل سنت با توسل به كشورهاى عرب سنى و ذهنيت چندين دهه حاكميت در عراق، سابقه حل و فصل اختلافات با استفاده از ابزار زور و خشونت از سوى حكومت و گروه‌ها و مداخله عوامل و بازيگران خارجى در منازعات درونى عراق، به عدم موفقيت كامل روند دولت - ملت سازى در عراق و استفاده فزاينده از خشونت توسط گروه‌ها منجر شده است. منطق متناقض خشونت گروهى و فرقه‌اى باعث شكست تلاش‌هاى گوناگون براى مديريت روند سياسى و شرايط امنيتى عراق شده است و حس تنفر و انتقام جويى در بين گروه‌ها در حال افزايش است.(٥)
فضاى خشونت گرايى و توان گروه‌هاى شورشى براى ايجاد ناامنى در عراق جدى و متداوم خواهد بود، به گونه اى كه برخى بر اين باورند عراق در دهه آينده هنوز به عنوان دولتى ضعيف و شكننده خواهد بود.(٦)

٣-١. منافع و ملاحظات بازيگران خارجى
روند دولت - ملت سازى در عراق و چالش‌ها و موانع مربوط به آن تنها به تعارضات و مشكلات داخلى اين كشور محدود نمى شود، بلكه اغلب بازيگران منطقه‌اى و قدرت‌هاى فرا منطقه‌اى در عراق اهداف و منافع خاصى را دنبال مى‌كنند كه عمدتاّ در تعارض با هم قراردارند.اين عامل سبب پيچيدگى و دشوارى فزاينده روند دولت - ملت سازى‌در عراق شده است و فقدان اجماع در خصوص تحولات و ساختار سياسى آينده عراق در ميان بازيگران ذينفع خارجى به تداوم تعارضات و خشونت‌هاى داخلى در اين كشور منجر مى‌شود.
ايالات متحده آمريكا، كشورهاى عربى، تركيه و ايران به عنوان اصلى ترين كشورهاى ذينفع در جريان تحولات عراق، هر كدام داراى اهداف و منافعى در عراق هستند و با گروه‌هاى مختلفى پيوند و همگرايى دارند. آمريكا خواستار ايجاد توازن قوا بين گروه‌هاى عراقى و ممانعت از تسلط يك گروه و هدايت روند سياسى توسط آن، حمايت از گروه‌هاى سكولار- ليبرال در مقابل گروه‌هاى اسلام گرا بويژه اسلام گرايان شيعى متمايل به ايران و ايجاد دولتى‌ميانه رو و سازگار با منافع آمريكا واسراييل در منطقه است. دراين راستا، آمريكايى ها بعد از عدم موفقيت در به قدرت رساندن گروه ليبرال »اياد علاوى« و پيروزى اسلام گرايان شيعى (ائتلاف عراق يكپارچه) متمايل به ايران، تقويت گروه‌هاى سنى را مد نظر قرار داده اند.(٧)
تركيه، سوريه و ج.ا.ايران در خصوص افزايش قدرت كردها و احتمال استقلال كردستان در آينده و پيامدهاى آن براى امنيت داخلى خود نگران هستند. منافع ايران در شكل گيرى نظامى با ثبات، يكپارچه و غير نظامى در عراق و افزايش قدرت شيعيان اين كشور قرار دارد. اما افزايش قدرت و خود مختارى نسبى كردهاى عراق در جهت منافع و امنيت ملى اين كشور نيست.همسايگان عرب عراق به همراه ساير كشورهاى عربى چون مصر و بحرين شكل‌گيرى يك نظام دموكراتيك يا حاكميت اكثريت شيعى را در جهت تضعيف اعراب سنى به عنوان متحدين طبيعى خود در عراق و افزايش قدرت منطقه‌اى شيعيان تلقى مى‌كنند.(٨)
منافع بازيگران خارجى در عراق به همراه شكاف‌هاى قومى -مذهبى در اين كشور باعث شده است كه اتحادى‌طبيعى و الزامى بين هر يك از گروه‌هاى اجتماعى عراق و بازيگران خارجى شكل بگيرد. اين امر باعث افزايش ترديد و بد بينى گروه‌هاى عراقى و طرف‌هاى خارجى براى دستيابى به توافقى پايدار در خصوص مسائل عراق شده است. آمريكا كردها را مهمترين متحد قابل اعتماد در عراق تلقى مى‌كند و كردها نيز به نوبه خود براى‌پيشبرد اهداف و برنامه‌هاى خود چون فدراليسم با آمريكا همكارى مى‌كنند. ايران و گروه‌هاى شيعى (اسلام‌گرا) با توجه سوابق، اهداف و قطب بندى قدرت منطقه‌اى، متحدين طبيعى و راهبردى يكديگر محسوب مى‌شوند. دولت‌ها و مردم عرب منطقه خواستار افزايش نقش و قدرت گروه‌هاى اعراب سنى بوده و از قدرت يابى شيعيان و بر هم خوردن توازن قدرت منطقه‌اى نگران هستند. اين نگرانى باعث حمايت سياسى و عملى اعراب از شورش سنى‌هاى افراطى در عراق و افزايش خشونت‌هاى فرقه‌اى شده است.

٢- دولت، جامعه و ثبات سياسى در عربستان سعودى
ثبات سياسى از اولويت‌هاى اصلى هر رژيم سياسى مى‌باشد كه بخش عمده‌اى از آن به روابط دولت و جامعه مربوط است. ثبات سياسى به محفوظ بودن يك رژيم از آسيب پذيرى‌هاى داخلى معطوف به بقاى نظام سياسى‌اطلاق مى شو د. عوامل متعددى مى‌تواند به تزلزل در ثبات سياسى منجر شود و بى ثباتى سياسى با در معرض تهديد قرار گرفتن يك رژيم يا نظام سياسى به واسطه شاخص‌هايى چون؛ تغيير در هنجارهاى عادى، تغيير در ميزان مشاركت مردم در سياست، تغيير در نظام حزبى، تغيير در جايگاه نظاميان، تغيير رياست قوه مجريه و ترميم كابينه، كودتاى نا موفق، شورش، حملات چريكى و تروريسم، اعتصابات و تظاهرات مشخص مى‌شود.(٩)
ثبات سياسى در كشورهاى توسعه يافته غربى به دليل عواملى چون شكل گيرى دولت - ملت و گذار دولت‌ها از بحران‌هاى پنج گانه؛ هويت، مشروعيت، نفوذ، مشاركت و توزيع در سطح نسبتا ّ بالايى است، اما كشورهاى‌خاورميانه اغلب در مرحله گذار به سوى توسعه يافتگى و تجربه بحران‌هاى ياد شده هستند و با تراكمى از اين بحرانها مواجه اند كه اين امر باعث بى ثباتى سياسى بسيارى در آنها شده است. هر چند كه هر جامعه‌اى داراى‌تجربيات خاص خود مى باشد، اما ماهيت اقتدار گرايانه نظام سياسى و افزايش تدريجى تقاضاى شهروندان براى مشاركت بيشتر در عرصه سياسى از ويژگى‌هاى عمومى اغلب اين كشورها محسوب مى‌شو د كه منجر به تزلزل در ثبات سياسى و افزايش تعارضات و چالش‌هاى درونى جوامع خاورميانه مى‌شود.

١-٢. ساختار حاكميت و جامعه عربستان سعودى
عربستان سعودى از جمله كشورهاى عربى خاورميانه است كه داراى نظام سياسى بسته پادشاهى و مبتنى بر مشروعيت وهابى و اقتصاد نفتى است. خانواده آل سعود از زمان تأسيس عربستان سعودى بر تمامى اركان سياسى و اقتصادى حاكميت دارد. بر اساس قانون اساسى عربستان، پادشاه عالى ترين مقام سياسى در اين كشور است و ازميان فرزندان عبدالعزيز بن سعود به قدرت مى‌رسد. اعضاى كابينه دولت توسط پادشاه انتخاب و منصوب مى‌شود و تنها در قبال وى پاسخگو هستند. اين مقامات اغلب از ميان شخصيت‌هاى ارشد سعودى هستند. مجمع مشورتى نيز از سوى حكومت منصوب مى‌شود و فرمانداران استان‌ها نيز از شاهزاده‌هاى سعودى هستند.(١٠)
حاكميت در عربستان سعودى از سال ١٩٣٢ در كنترل آل سعود بوده است و جامعه عربستان و گروه‌هاى اجتماعى‌در ساختار اين كشور نقشى نداشته اند. در اين كشور احزاب حق فعاليت ندارند و شهروندان نه تنها حق مشاركت در عرصه سياست را ندارند، بلكه بسيارى از گروه‌ها و شهروندان نظير زنان و شيعيان از حقوق اجتماعى‌اصلى خود نيز محروم بوده و همواره مورد تبعيض واقع شده اند. دولت سعودى سعى داشته است كه با تعبير و تفسير حوادث و خاطرات گذشته، ضمن كسب مشروعيت سياسى، اين تصور را نهادينه كند كه حكومت حق تاريخى سعودى‌هاست.
منطقه خاورميانه در طى دهه‌هاى گذشته منبع عمده تنش و بى ثباتى و جنگ نه تنها براى خود، بلكه براى تمامى‌جهان بوده است،اما حكومت سعودى نسبت به ساير كشورها و دولت‌هاى منطقه از ثبات و آرامش قابل توجهى برخوردار بوده است. عربستان سعودى در چهار چوب الگوى دولت رانتير (Rantier state ) در پى افزايش امنيت اقتصادى و سياسى خود با استفاده از درآمدهاى نفتى بوده است و ايدئولوژى وهابيت را نيز به عنوان مبناى‌مشروعيت رژيم سياسى خود قرار مى‌دهد.(١١)
اتكاى دولت سعودى به در آمدهاى نفتى و ايدئولوژى وهابيت به منظور كسب مشروعيت و امنيت در جهت تداوم بقاى رژيم سياسى منجر به احساس بى نيازى مقامات سعودى از مشاركت سياسى شهروندان شده است .هرچند كه مشاركت و حقوق سياسى واجتماعى براى تمامى سطوح شهروندان سعودى بى معنا بوده است، اما در اين ميان شيعيان و زنان در معرض محروميت و تبعيض بيشترى قرار داشته اند.
شيعيان عربستان نسبت به ساير اعراب شيعى منطقه به كمترين ميزان در جامعه سنى ادغام شده اند. اين گروه از شهروندان سعودى تنها شيعيانى هستند كه در طول دهه‌هاى گذشته به صورت رسمى مورد تبعيض واقع شده اند. با وجود اينكه شيعيان عربستان بين ده تا بيست درصد جمعيت عربستان را تشكيل مى‌دهند، دولت سعودى آنها را تنها حدود دو تا سه درصد جمعيت اين كشور اعلام مى‌كند. ميزان نفى و سركوب هويت شيعى در جامعه عربستانى‌درحدى بالا است كه »گراهام فولر« در كتاب خود عنوان مى‌كند؛ از تمام شيعيان در جهان عرب، شيعيان سعودى به درستى »مسلمانان فراموش شده« هستند. تبعيض مذهبى، فرهنگى، قانونى، اقتصادى و عدم مشاركت درحكومت از ابعاد و ويژگى‌هاى حيات سياسى - اجتماعى شيعيان عربستان سعودى بوده و بخش عمده‌اى از علماى مذهبى آنها را كافر قلمداد مى‌كنند.(١٢)
درمجموع مى‌توان گفت كه دولت در عربستان به واسطه درآمدهاى نفتى و ايدئولوژى وهابيت كنترل و هدايت كامل جامعه و گروه‌هاى اجتماعى را در دست داشته است.اتكاء به نفت از دو جهت به دولت عربستان براى حفظ ثبات و امنيت كمك كرده است.
از يك سو دولت سعودى از درآمدهاى نفتى براى ايجاد رفاه اقتصادى شهروندان و در جهت كسب حمايت و مشروعيت از سوى شهروندان استفاده كرده است و براى تداوم قدرت از مشاركت شهروندان در عرصه سياست جلوگيرى مى‌كند. سعودى‌ها از منابع نفتى و جايگاه خود در توليد جهانى نفت براى پيوند پايدار با قدرت‌هاى‌جهانى چون آمريكا و تداوم قدرت، ثبات و امنيت خود استفاده مى‌كنند. از اين رو در طى دهه‌هاى گذشته شرايط و عوامل ياد شده سطح بالايى از ثبات را براى دولت سعودى ايجاد نموده است.
٢-٢.اصلاحات و تغيير در عربستان سعودى
به رغم پيشرفت شرايط اقتصادى مردم و تحولات متعدد درساختار اجتماعى عربستان طى دهه‌هاى گذشته، خواسته‌هاى مردمى و اقدامات حكومتى براى انجام اصلاحات ضعيف بوده است.دولت سعودى سعى در كنترل و سركوب جنبش‌هاى مخالف نظير؛ جنبش العتيبى در سال ١٩٧٩ درقبال تصرف مسجد الحرام و جنبش »بيدارى‌اسلامى« داشت. طى دهه ١٩٩٠ در خواست‌هايى براى اصلاحات سياسى و اقتصادى از سوى گروه‌هاى اجتماعى مطرح شد. پس از وقوع حوادث يازده سپتامبر ٢٠٠١، درخواست‌هاى داخلى و فشارهاى خارجى‌براى اصلاحات در عربستان افزايش يافت و جامعه سعودى شاهد برخى از اقدامات در اين زمينه بوده است.
از مهمترين نشانه‌هاى اجراى اصلاحات در عربستان سعودى در طى چند سال اخير مى‌توان به اصلاح مجلس شورا، برگزارى انتخابات شهردارى‌ها، حمايت از سازمانهاى حقوق بشر و سنديكاهاى حرفه‌اى، اصلاحات آموزشى و برگزارى كنفرانس‌هاى گفت و گوى ملى اشاره كرد. مجلس شورا شاهد دو تحول عمده شامل؛ ايجاد نوعى‌استقلال داخلى براى اعضاء و عدم التزام به نقش مشورتى صرف مجلس شورا و تنوع در گرايش‌هاى سياسى‌اعضا (حضور اصلاح طلبان ليبرال و اسلام گرايان ميانه رو ) بوده است.
انتخابات شهردارى‌ها، اولين انتخاباتى بود كه از دهه ١٩٦٠ در عربستان برگزار مى‌شد و باعث طرح موضوع مشاركت سياسى در اذهان عمومى و شكل گيرى تشكل‌هاى انتخاباتى شد. در دو سال گذشته دولت عربستان سعودى موافقت خود را با تشكيل دو سازمان حقوق بشر در اين كشور اعلام كرده است. هم چنين از سنديكاهاى‌حرفه‌اى حمايت كرده و به زنان اجازه داده تا به عنوان فعال سياسى در هيئت مديره اين سنديكاها مشاركت كنند.(١٣)
به نظرمى رسد كه اصلاحات در عربستان سعودى در حال ايجاد تغييرات و چالش‌هايى در روابط بين دولت و جامعه و تغييراتى در الگوى شهروندى در اين كشور باشد، اما عميق و جدى بودن اين دگرگونى مورد شك و ترديد قرار دارد. خاندان حاكم در عربستان كوشيده است تا مفهومى خاص از شهروندى را در اين كشور ايجاد نمايد.خاندان آل سعود اكنون در حال تقويت نسخه مورد نظر خود از مفهوم شهروندى در عربستان است و بيشتر آن را به حوزه اجتماعى و اقتصادى مرتبط ساخته و از ابعاد سياسى آن دورى مى‌جويد. در تعريف رسمى دولت سعودى از »شهروندى«، ويژگى‌ها و عناصر سياسى شهروندى وجود ندارد. رژيم ابعاد سياسى شهروندى را به واسطه گرايش مردم به سوى ابعاد اجتماعى و اقتصادى آن ناديده گرفته و بى ارزش جلوه مى‌دهد. اكنون گروه‌هاى اجتماعى‌مختلف روايت‌ها و تعاريف متقابلى از شهروندى ارايه مى‌كنند كه مخالف اين گونه ارزش زدايى از ابعاد سياسى شهروندى‌است و درصدد تبديل »رعيت« به »شهروند« است. ملى‌گراها، اسلام گرايان و بسيارى از گروه‌هاى ديگر در پى جامعه‌اى هستند كه به افراد هويت سياسى و حق مشاركت در امور جامعه اعطا كند.(١٤)
اين باور وجود دارد كه اصلاحات در عربستان سعودى، پديده‌اى واقعى در جهت ارايه تعريفى جديد از شهروندى و حقوق سياسى - اجتماعى مردم نيست و اصلاحات نه تنها امرى سطحى است بلكه حتى در جهت افزايش و حفظ قدرت خاندان حاكم صورت مى‌گيرد. رژيم سعودى با صحبت در خصوص اصلاحات و برداشتن گام‌هاى كوچك در مقابل موج جديد چالش‌ها واكنش نشان مى‌دهد. هدف سعودى‌ها صحبت در خصوص اصلاحات و استفاده از آن به عنوان شيوه‌اى ديگر براى حفظ قدرت است ونه پذيرش ارزش‌هاى دموكراتيك. براى نمونه انتخاباتى براى شهردارى ها برگزار شد، اما اين شوراها فاقد قدرت هستند و نيمى از اعضاى آن نيز انتصابى هستند.(١٥)
دولت طى دهه‌هاى گذشته كنترل كامل جامعه عربستان و هدايت آن را هدف اصلى خود قرار داده بود و طرح مباحثى نظير حقوق سياسى - اجتماعى شهروندى و مشاركت سياسى جايگاهى نداشت. اما بعد از دهه ١٩٩٠ و به ويژه درطى چند سال اخير نشانه‌هايى از اصلاحات و تغيير در مطالبات سياسى - اجتماعى و مفهوم شهروندى قابل مشاهد است. هر چند دولت سعودى سعى دارد كه از اصلاحات به عنوان شيوه‌اى جديد براى مقابله با چالش‌هاى داخلى و فشارهاى خارجى، حفظ قدرت خاندان حاكم و حفظ ثبات سياسى در اين كشور استفاده كند، ولى‌گروه‌هاى اجتماعى خواستار طرح مفهوم نوينى از شهروندى و گسترش حقوق سياسى- اجتماعى مردم در مقابل دولت هستند و شرايط منطقه‌اى در اين خصوص تأثير گذارى فزاينده‌اى خواهد داشت.

٣- دولت - ملت سازى در عراق و ثبات سياسى عربستان سعودى
طرح مباحث اصلاحات و تغيير مفهوم شهروندى و افزايش مطالبات سياسى - اجتماعى مردم در مقابل دولت در عربستان سعودى در چند سال اخير با دگرگونى‌هاى عمده‌اى چون روند دولت - ملت سازى در عراق و پيامدهاى‌ناشى از آن همراه بوده است.
دولت - ملت سازى در عراق با ابعاد و ويژگى‌هايى چون تغيير در ساختار قدرت و روابط دولت و جامعه و طرح الگوى دموكراتيك كشور دارى، افزايش اختلافات قومى - مذهبى بين گروه‌هاى داخلى و افزايش نفوذ،نگرانى و حساسيت بازيگران خارجى، به عنوان محيط برون سيستمى عربستان بر ثبات سياسى اين كشور تاثير گذار مى‌باشد.

١-٣. تغيير در مفهوم شهروندى و افزايش مطالبات جامعه
دولت - ملت سازى عراق باعث طرح مفهوم نوينى از شهروندى و الگوى دموكراتيك كشور دارى در جهان عرب شد. شواهد و نشانه‌هاى موجود در عربستان سعودى حاكى از آن است كه بخش عمده‌اى از تحركات سياسى‌گروه‌هاى اجتماعى و شهروندان اين كشور در جهت دستيابى به حقوق سياسى و اجتماعى به ويژه در ميان شيعيان عربستان از تحولات عراق متأثر بوده است و با نهادينه شدن هنجارهاى دموكراتيك و تقويت نهادها و ساختار سياسى جديد اين تأثير گذارى افزايش بيشترى خواهد داشت.
تأثير گذارى نوين حكومتى عراق بر شهروندان خاورميانه بيش از همه در ميان شيعيان عرب منطقه ظاهر شده است. حاكميت اكثريت شيعى در عراق بر اساس رويه‌ها و قواعد مردم سالارانه باعث خود آگاهى و بيدارى بيشتر شيعيان منطقه شده است و اكنون شيعيان عرب بعد از چندين دهه حاشيه نشينى از ساختار قدرت در پى مشاركت در نظام سياسى هستند. با وجود اين انديشه و تصورى به نام »پان شيعيانيسم« يا حتى رهبرى واحد شيعى وجود ندارد و شيعيان هر كشور خواستار مشاركت و قدرت بيشتر در جامعه خود و بر مبناى قواعد و هنجارهاى دموكراتيك هستند. از اين رو آنها به عنوان شهروندان يك نظام سياسى توسل به قواعد و شيوه‌هاى دموكراتيك را عنصرى براى كسب حقوق سياسى و اجتماعى خود مى‌دانند.(١٦)
شيعيان عربستان از اواسط دهه ١٩٩٠، با خوددارى از تلاش مبارزه طلبانه اولويت خود را دفاع از منافع جمعى‌خود در مقابل ساير گروه‌هاى فرقه‌اى و دولت در چهار چوب نظام سياسى سعودى قرار دادند. سلسله وقايع داخلى و خارجى چون حملات يازده سپتامبر، مبارزه تروريستى القاعده در شبه جزيره عربستان عليه پادشاهى اين كشور و جنگ در عراق باعث تحولات جديد مهمى شد. شيعيان اسلام گرا و سكولار- ليبرال در مواجهه با ابزار خشونت آشكار مبارزه جويان اسلام گراى سنى، به گروه‌هايى پيوستند كه براى مقابله با موج فزاينده اسلام گرايى در داخل بر اصلاحات سياسى و مذهبى پاى مى‌فشارند. برخى فعالان شيعى نيز به اعضاى برجسته گروه اصلاح‌طلبى تبديل شدند كه در سال ٢٠٠٣ در صحنه سياست ملى اين كشور ظهور كرد.(١٧)
روند دولت- ملت سازى در عراق باعث تأثيراتى جدى و متفاوت در ميان شيعيان عربستان شد. برخى از شيعيان سعودى فشار ناشى از آمريكا و تحولات عراق را عاملى براى كاهش سركوب از سوى رژيم سعودى تلقى كردند و برخى ديگر از اين نگران شدند كه با افزايش نگرانى از قدرت گرفتن تشيع مسير اصلاحات محلى معكوس شود. چهار صد و پنجاه تن از شيعيان گروه‌هاى سياسى مختلف در جست و جوى امتياز از شرايط جديد و در عين حال دور كردن خود از اتهام عدم وفادارى به كشور بيانيه‌اى را صادر كردند. در اين بيانيه به مشكلات كنونى جامعه شيعه و ضرورت تغييرات گسترده به منظور پايان دادن به تبعيض، اعطاى آزادى بيشتر برى انجام مراسم عبادى و آزادى بيان،گسترش فرصت‌هاى سياسى براى شيعيان و كاهش خصومت فرقه‌اى تأكيد و عملاّ بر تعهد امضاء كنندگان بيانيه به ملت و در عين حال، ضرورت ايجاد مكانى امن‌تر براى شيعيان در كشور اصرار مى‌كرد.(١٨)
مردم سالارى در عراق باعث شد كه شيعيان عربستان در مقابل دولت تقاضاى عمده‌اى را مطرح سازند و سعى رهبران شيعى چون »حسن الصفار« بر اين بوده است كه حقوق سياسى و اجتماعى شيعيان با تأكيد بر وفادارى به نظام سياسى سعودى و در قالب مبانى دموكراتيك مبتنى بر حقوق شهروندى درمقابل دولت مطالبه شود. از اين رو به رغم رنگ و بوى فرقه‌اى مطالبات شيعى در عربستان، تأكيدات اصلى بر ايفاى حقوق سياسى - اجتماعى بر مبناى‌الزامات شهروندى در يك جامعه دموكراتيك دولت - ملت سازى در مقابل دولت تكيه دارد. تأثير پذيرى شيعيان عربستان از الگوى دموكراتيك دولت -ملت سازى در عراق با فعاليت ساير گروه‌هاى اصلاح طلب و افزايش مطالبات سياسى- اجتماعى آنها از دولت همراه بوده است.
در يك نگاه و ارزيابى كوتاه مدت و اوليه،اين گونه به نظر مى‌رسد كه دولت - ملت سازى در عراق عمدتاّ بر شيعيان عربستان تأثيرگذار است، اما واقعيت اساسى‌تر كه در بلند مدت مى‌تواند به تغييراتى بنيادين منجر شود، دگوگونى درنوع روابط دولت و جامعه و تقويت مفهوم شهروندى و مطالبه از دولت است كه به تدريج در سراسر جامعه عربستان گسترش خواهد يافت. اين امر با توجه به مقاومت فزاينده بخش عمده‌اى از مقامات سعودى در برابر مشاركت مردم و تغيير در ساختار قدرت در بلند مدت به بى ثباتى سياسى دراين كشور منجر خواهد شد.

٢-٣. افزايش چالش‌ها وتعارضات درونى
همان گونه كه عنوان شد از ابعاد و ويژگى‌هاى عمده روند دولت -ملت سازى در عراق افزايش تنش‌ها و خشونت هاى فرقه‌اى و قومى دراين كشور است. اما تنش‌ها و تعارضات درونى عراق تنها به خود اين كشور نيست و نشانه‌هايى از انتشار تنفر گروهى و فرقه‌اى در بسيارى از كشورهاى همجوار، همچون عربستان سعودى نيز قابل مشاهده است.
اين نوع تصور آنها از شيعيان و اقدامات آنها در سالهاى اخير ناشى مى‌شود. شيعيان عربستان اغلب از سوى بخش قابل توجهى از سنى‌هاى اين كشور به عنوان »رافضى« شناخته شده اند و اين تصور باعث ايجاد خصومت ضد شيعى‌شده است. جنگ در عراق و تصور همدستى شيعيان اين كشور با آمريكا سبب افزايش اين خصومت شده است و شك ضد شيعى حتى در ميان مخالفان سنى رژيم سعودى نيز بسط يافته است. گزارش‌هايى در خصوص نقشه كشتن »الصفار« در مراسم عاشوراى ٢٠٠٤ و آتش زدن مساجد شيعى و تخريب قبرستان‌هاى شيعى وجود دارد. بنا بر گزارشات شاهدان عينى براى نگارنده، اين قبيل اقدامات ضد شيعى براى حجاج خارجى در ايام حج نيز به نحو بارزى قابل مشاهده است. از اين رو، به نظر مى‌رسد كه روند دولت - ملت سازى در عراق و قدرت يابى شيعيان عامل مهمى در تشديد »مسئله شيعه - سنى« در عربستان سعودى باشد.(١٩)
عامل ديگرى كه باعث واكنش و خشم سنى‌هاى افراطى وهابى در مقابل شيعيان مى‌باشد، آزادى مناسك مذهبى‌است. عبدا... پادشاه عربستان به منظور جلو گيرى از مبارزه فراگير و خشونت بار شيعيان اين كشور با تأثير پذيرى از تحولات عراق، به اعطاى برخى از امتيازات و آزادى‌هاى مذهبى به آنها چون؛ ساختن مساجد، برگزارى‌جشن‌ها و مراسم مذهبى و انتشار كتب شيعى اقدام كرده است. از جمله اقدامات ديگر مى‌توان به محدوديت اظهارات ضد شيعى در مساجد توسط وزارت امور مذهبى عرستان سعودى اشاره كرد.(٢٠)
هم زمانى تغيير وضعيت سياسى - اجتماعى شيعيان با افزايش فعاليت‌هاى ضد شيعى القاعده و نوسلفى‌هاى وهابى، باعث گرايش بسيارى از شهروندان افراطى سعودى به شورشيان عراقى شده است، به طورى كه بر آورد مى‌شود كه حدود ١٢ درصد از جهاديون خارجى فعال در عراق را شهروندان سعودى تشكيل مى‌دهند و هر جنگجو نيز با خود حدود ١٠ تا ١٥ هزار دلار براى حمايت از شورش وارد عراق مى‌كند. اين افراد از تمام عربستان و اغلب از خانواده‌هاى طبقه متوسط هستند.(٢١) چشم انداز بازگشت جنگجويان در عراق حتى مى‌تواند تنش‌هاى شيعى - سنى در جامعه عربستان را افزايش دهد. در مجموع به نظر مى‌رسد كه تنش‌هاى فرقه‌اى ناشى از دولت - ملت سازى در عراق باعث افزايش اختلافات و تعارضات در جامعه عربستان شده است. در صورت افزايش تنش و تعارض، ثبات سياسى در اين كشور را درمعرض خطر قرار خواهد داد و اين چيزى است كه مقامات سعودى همواره از آن اظهار نگرانى كرده‌اند.

٣-٣. برداشت و رويكرد مقامات سعودى
اغلب دولت‌هاى عربى در قبال روند دولت - ملت سازى در عراق و تحولات متأثر از آن ديدگاهى منفى و توأم با شك و ترديد دارند. با توجه به حضور اقليت شيعى سعودى در جوار مرزهاى عراق، حساسيت‌ها و تنش‌هاى شيعه - سنى در اين كشور و ساختار سياسى اقتدار گراى عربستان سعودى، مسئله دولت - ملت سازى در عراق براى رهبران سعودى از اهميت و حساسيت خاصى برخوردار نموده است. علاوه بر اين مورد، پيامدهاى ناشى از تحولات عراق براى »توازن قدرت منطقه‌اى« براى سعودى‌ها اهميت بسيار دارد، چرا كه عربستان سعودى از كشورهايى است كه سعى دارد كه در منطقه خاورميانه به قدرتى بدون رقيب و منطقه‌اى تبديل شود.
اولويت اساسى سعودى‌ها در عرصه كشور دارى ثبات مى‌باشد و تحولات عراق عربستان را درخصوص بى ثباتى‌ها در مرزهاى شمالى خود و انتشار بى‌ثباتى به داخل اين كشور نگران است. نكته دوم؛ دموكراسى سازى در عراق است. هر چند سعودى‌ها به موفقيت دموكراسى در عراق اعتقاد اصولى ندارند، اما فشارهاى داخلى و خارجى ناشى از دموكراسى سازى در عراق آنها را به چاره جويى براى حفظ قدرت سياسى در قالب‌ها و شيوه‌هايى‌جديد وا داشته است.اظهارات »سعود الفيصل« در خصوص ايجاد فضاى سياسى دولت - ملت‌سازى در عراق نگران هست و از اين منظر ايجاد يك دموكراسى تحت حاكميت شيعيان براى آنها اهميت ويژه‌اى دارد.(٢٢)
مسئله نگران كننده ديگر براى مقامات عربستان سعودى »افزايش نفوذ و قدرت منطقه‌اى ايران« در نتيجه روند دولت - ملت سازى در عراق است كه باعث بر هم خوردن توازن قدرت منطقه‌اى به ضرر كشورهاى عربى است. روابط رو به پيشرفت دولت جديد عراق با ايران، اين نگرانى‌ها را افزايش داده و به شك و ترديدهاى سران سعودى افزوده است.
علاوه بر آن؛ پيروزى حزب ا... لبنان در جنگ ٣٣ روزه در قبال رژيم اشغالگر و تحولات لبنان - كه در مجموع توازن قدرت را در منطقه به نفع ج.ا. ايران رقم زده - بر نگرانى سعودى‌ها افزوده است و از همين رو بود كه در زمستان ١٣٨٥ عربستان سعودى در اقدامى فعال و با حمايت امريكا و كشورهاى غربى،براى عقب نماندن از قافله و ميدان‌دارى بيشتر در جهان عرب، اجلاس موسوم به »اجلاس مكه« را براى ايجاد همگرايى بين گروه‌هاى فلسطينى برگزار نمود.
در مجموع، برداشت منفى و توام با نگرانى و ترديد دولت سعودى در قبال روند دولت - ملت سازى در عراق منجر به رويكرد غير دوستانه و غير مشاركتى اين كشور در قبال عراق جديد شده است و حتى اين نظر مطرح مى‌شود كه سعودى‌ها با حمايت‌هاى مختلف از اعراب سنى و شورشيان عراق، سعى در به شكست كشاندن روند دولت - ملت سازى در اين كشور دارند.

فرجام سخن
با وجود اينكه خاورميانه از بى ثبات ترين وپيش بينى ناپذير ترين مناطق جهان به شمار مى‌رود،عربستان سعودى‌از جمله كشورهايى بوده است كه طى دهه‌هاى گذشته با تكيه بر در آمدهاى نفتى و ايدئولوژى وهابيت داراى سطح بالايى از ثبات سياسى بوده است. طى دهه گذشته عوامل چندى باعث ايجاد تغييراتى در ثبات سياسى‌اين كشور شده اند كه روند دولت - ملت سازى در عراق از مهمترين آنها بوده است.
روند دولت - ملت سازى در عراق به واسطه ايجاد الگوى دموكراتيك كشور دارى و تغيير مفهوم شهروندى‌درجهان عرب و همچنين افزايش تنش‌هاى گروهى و نفوذ بازيگران خارجى در اين كشور منجر به ايجاد تزلزل در ثبات سياسى عربستان شده است.ايجاد دگرگونى درمفهوم شهروندى و روابط دولت و جامعه و در نتيجه تعميق و تقويت مطالبات مردمى به ويژه درميان شيعيان و افزايش تنش‌ها و تعارضات داخلى شيعه -سنى در عربستان سعودى از مهمترين پيامدهاى روند دولت - ملت سازى در عراق براى سعودى‌ها بوده است. اين تحولات از عوامل تإثير گذار بر ثبات سياسى عربستان است و با پيشرفت روند دولت - ملت سازى در عراق احتمال تزلزل و دگر گونى در ثبات سياسى عربستان سعودى نيز افزايش مى‌يابد.
با توجه به اولويت حفظ قدرت، امنيت و ثبات براى دولت عربستان سعودى، روند دولت -ملت سازى در عراق باعث احساس نگرانى و تهديد مقامات سعودى و درنتيجه رويكرد منفى آنها در قبال واقعيت‌هاى سياسى جديد در عراق شده است. برداشت دولت سعودى حاكى از چالش آفرينى روند دولت - ملت سازى براى رژيم سياسى و انسجام اجتماعى اين كشور است، از اين رو، در خصوص سياست‌ها و رويكرد اين كشور در قبال عراق جديد احتمال تداوم رويكرد منفى و مخالفت آميز و مقاومت در قبال روند دولت -ملت سازى در عراق و حتى حمايت از تلاش‌هاى معطوف به شكست اين روند نسبت به ساير گزينه بيشتر بوده و مى‌باشد.

پى نوشت‌ها:
١- of Nation-Builing and State "Ali-Asghar kazemi The Dilema
" Formation in the post-saddam Iraq، Journal of law and politics
١ .Vo ، No . ٢، summer ٢٠٠٥ ، ٩ .p .
٢- james Dobbins ، Americans Role in Nation-Building : To Iraq From Germany ، RAND corporation ، ٢٠٠٣، ١٥٩ .p .
٣- Noah Feldman ، "power struggle ، "? Time magazine Tribal Conflict or Religious war ، February ، ٢٦/٢٠٠٦.
٤- Vali Nasr ، " "when the Shiites Rise، foreign Affaris ،July/August ٢٠٠٦ ، ١ .p .
٥- Marc lynch ، " what to Do in Iraq:A Round table " Responses to،
(july ١١ ، ٢٠٠٦)، http :// WWW . .ForeignaffairS org / special / Yound
Table - Lynch .
patrick clowson -٦، "Iraqs future : A Concept paper ، The middle East " (Review of International Affairs meria )، volume ١٠ ، June ٢٠٠٦ .٢ .No .
٧- على اكبر اسدى، »آمريكا و گروه‌هاى اجتماعى عراق«، فصلنامه مطالعات منطقه‌اى، جهان اسلام، سال ششم، شماره ٢٤، زمستان ١٣٨٤، ص ١٨٧.
Lionel Beehner -٨، " "Iraqs meddle Some Neighbors، ٢٠٠٦ August ٣١. www.cfr.org
٩- على آقا بخشى، فرهنگ علوم سياسى، مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران، ١٣٧٦، صص ٣٣٣-٣٣٠.
Anders Jeriehow -١٠، The Saudi File people power politices ، Curzon press ، ٢٤١٩٩٨ .p .
١١- مارتين لى نور جى، چهره جديد امنيت در خاورميانه، ترجمه قدير نصرى، پژوهشكده مطالعات راهبردى،١٣٨٣، صص ٧٨م٧٩.
Graham E -١٢. ,Fuller and Rend Rahim Francke The Arab Shia ، The Forgotten muslims,Macmilan Press ١٩٩٩ . ١٧٩-١٨٦ .P.P .
١٣- عمرو حمزاوى، »اصلاحات سياسى در عربستان سعودى: حال و آينده«، ترجمه محمد رضا بلوردى، فصلنامه مطالعات منطقه‌اى، جهان اسلام. سال هفتم، شماره ٢٥، بهار ١٣٨٥، صص٧٥-٧١.
١٤- Gwenn Okruhlik ، (reform "The Irony of Islah )"، quarterly Whashington ، Autumn ٢٠٠٥ ، p.p ١٥٣-١٦٨ .
١٥- Around table Discussion ، The state of Democracy in middle East "States ، "Middle East Review in international Affairs ، Vol . ٣ .No .٩ (September ٢٠٠٥ )، p.p ١٨٥ - ١٨٦.
١٦- Vali Nasr ، sunni vs . :shiite Religious Rivalry in Iraq and Beyond ، November ٢٠٠٥ ، www . Cfr.org .
١٧- گروه بحران بين الملل، »شيعه در عربستان سعودى«، ترجمه پرويز دلير پور، فصلنامه مطالعات منطقه‌اى، جهان اسلام، سال ششم، شماره ٢٤، زمستان ١٣٨٤، ص ٢١٠.
١٨- گروه بحران بين الملل، پيشين، صص ٢١٠-٢١١.
١٩- همان، صص ٢١٩-٢١١.
www.news.ft -٢٠ .html .٧٧٩ e ٢٣ ٤٠ -١١ oooo da-aao٩ -٧٥٣٤ c ١ dz-dboa /com/cms/s .
Anthony cordesman -٢١ ,Saudi militants in Iraq : Response Assesment and Kingdoms ،( september ١٩.٢٠٠٥ ) www.esis.org .
٢٢- Joseph mc millan ، Saudi Arabia and Iraq : oil ، Endursing Rivalry Religion and ، United states institute of peace,Januery ٢٠٠٦ .